السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

24

تفسير الميزان ( فارسي )

كرديم كه هر كس ديدارش كند دوستش بدارد . بعضى « 1 » ديگر حنان را به تعطف و رحمت و رقت و دلسوزى نسبت به مردم تفسير كرده‌اند ، يعنى يحيى ( ع ) نسبت به مردم رؤوف و خير خواه بود ، به سوى خدا هدايتشان مىكرد ، و به توبه وادارشان مىنمود ، و به همين جهت در عهد جديد او را « يوحناى معتمد » ناميده . و بعضى « 2 » ديگر آن را تفسير كرده‌اند به اينكه مورد حنان خدا بوده ، يعنى خدا نسبت به او محبت داشته ، چون به طورى كه در روايات آمده هر وقت خدا را ندا مىداده خداى تعالى جوابش را مىداده و چون كلمه مورد بحث نكره يعنى بدون الف و لام آمده دلالت مىكند بر اينكه خداى تعالى حنان مخصوصى به او داشته است . و ليكن آنچه از سياق بر مىآيد مخصوصا از نظر اينكه « حنان » را مقيد به قيد « من لدنا » نموده و با در نظر گرفتن اينكه اين كلمه جز در مواردى كه اسباب طبيعى و عادى يا مؤثر نيست و يا در نظر گرفته نشده آورده نمىشود اين است كه مراد از « حنان » يك نوع عطف الهى و انجذاب مخصوصى است بين يحيى و بين پروردگارش ، كه در غير او سابقه و مانند ندارد ، و بنا بر اين تفسير دوم و سوم از اعتبار ساقط مىشود . سپس به خاطر اينكه در دنباله اش فرموده « زكات » كه اصل در معناى آن نمو صالح است ، بايد گفت كه معناى اولى هم با آن مناسبت و سازش ندارد ، لا جرم يا بايد گفت مقصود از آن اين است كه خدا به او لطف و عنايت دارد ، و امور او را خودش اصلاح نموده ، و به شان او عنايت مىورزد ، و او هم در زير سايه عنايت خدا رشد و نمو مىكند ، و يا اين است كه او نسبت به خدا عشق مىورزد ، و مجذوب پروردگار خويش است ، و بر همين اساس جذبه و عشق ، رشد و نمو مىكند ، و مقصود از نمو ، نمو روح است . از همين جا بىاساسى و سستى اين سخن روشن مىشود كه بعضى « 3 » گفته‌اند : مراد از زكات ، بركت است ، و معنايش اين است كه او را مبارك و نافع و آموزگار خيرات قرار داديم ، و نيز اين سخن كه بعضى « 4 » گفته‌اند : مراد از آن صدقه است ، و معنايش اين است كه او را كه كودكى خردسال بود حكم داديم ، و او را صدقه اى قرار داديم كه بر مردم تصدقش كرديم ، و يا

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 506 به نقل از جبائى . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 506 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 16 ، ص 73 به نقل از ابن عباس . ( 4 ) روح المعانى ، ج 16 ، ص 73 به نقل از كلبى .